تو قّعوا امرَ صاحبکم صباحاً ومساعاً

حکایت مهربانی تو و....

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان ، امیدوارم حالتان خوب باشد
ماه میهمانی خدا هم آمد و دوباره فرصت .....
برای اینکه در نظر محبوب جلوه گر شوی چه می کنی ؟


دعوت تو
و تردید من در آمدن
حکایتی است
حکایت مهربانی تو و پریشانی من
سرگشته ای چون من
که به گریه می آید به اندک رنجی
و پریشان خاطر می شود به اندک محبتی
تو مرا می خوانی از روی کرم
و من سر افکنده از شرم
چگونه آیم
چه آورم ؟
جامه ای نو
رایحه ای خوش
ظاهری آراسته اما
چه گویم از دل ؟
مپرس از قلبم
که نداشت رمق آمدن را
و انتظار می کشید نگاه مهربانت را
آری نگاهی از روی لطف
تا ذوب کند بندها را
و جانی بخشد این بی جان را


برای رفتن به میهمانی بخشنده ترین صاحب خانه آماده هستید ؟
یا حق



| [ کلمات کلیدی ] : حکایت، تردید
ن : محمد افتخاری
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٥
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.